شبکه هندوستان گردی

شبکه هندوستان گردی

جملات اوشو

فهرست مطالب

راجنیش چاندرا موهان جین

راجنیش چاندرا موهان جین، معروف به آچاریا راجنیش و اُشو (۱۱ دسامبر ۱۹۳۱ – ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰)، عارف و فیلسوف هندی بود که به عنوان رهبر جنبش راجنیش شناخته می‌شود. او بر ارزش‌های مراقبه، ذهن‌آگاهی، عشق و شادی تأکید داشت و معتقد بود که سیستم‌های اعتقادی و اجتماعی باعث سرکوب این ارزش‌ها شده‌اند.

در دههٔ ۱۹۶۰، اشو با گسترش رویکردی آزادانه به میل جنسی، لقب «سکس گورو» را به خود اختصاص داد. او در سال ۱۹۷۰ به بمبئی رفت و هوادارانی به نام «سانیاسین‌های نوین» جذب کرد. سپس در پونه آشرامی تأسیس کرد و به ارائه تکنیک‌های روحانی پرداخت.

در سال ۱۹۸۱، اشو به آمریکا رفت و در «راجنیش پورام» در اورگن ساکن شد. اما فعالیت‌های او با چالش‌هایی از سوی ساکنان و دولت ایالتی مواجه شد. در سال ۱۹۸۵، او به اتهام‌های جدی‌ای بازجویی شد و در نهایت از ایالات متحده اخراج شد.

تعالیم اشو تأثیر عمیقی بر تفکر جدید در غرب گذاشته و محبوبیت او پس از مرگش همچنان در حال افزایش است.

زندگي ات را قرباني چيزي مكن، همه چيز را قرباني زندگيت كن.

عشق، نبردهاي تازه به همراه مي‌آورد. اين نبرد‌ها، روح را به رزمگاه فرا مي‌خواند و به بلوغ مي‌رساند؛ از اين نبرد‌ها نترس.

دانستن چيزهايي در مورد حقيقت، شناخت حقيقت نيست و دانستن چيزهايي در مورد عشق، شناخت عشق نيست.

اگر زندگي پيش بيني پذير مي بود، مكانيكي مي شد. زندگي پيش بيني پذير نيست، هميشه با شگفتي همراه است و تو هر قدر هوشيارتر باشي با شگفتي بيشتري روبرو مي شوي.

انسان آگاه مي داند كه زندگي پيوسته در حال تغيير است؛ زندگي يعني تغيير. تنها يك چيز هميشگي است و آن خود تغيير است.

خورشيد طلوع كرده است اما تو در تاريكي هستي. طلوع خورشيد به تلاش هاي تو بستگي ندارد. هر كاري بكني نمي تواني باعث طلوع خورشيد شوي، اما مي تواني درهايت را بگشايي يا اينكه آنها را بسته نگاه داري.

انساني كه در راه كشف حقيقت تلاش مي كند، جامعه بي درنگ دشمن او مي شود.

زماني كه انسان قادر به نه گفتن نباشد،آري او بي معني است.

هرگاه احساس مي كني كه مي تواني قدري بيشتر بروي، امتحان كن.

هرگاه مرزي احساس كردي، سعي كن دست كم يك قدم به وراي آن بروي.

مردم نمي توانند تنها زندگي كنند، به همنشين نياز دارند.حتي نمي توانند با كسي زندگي كنند،زيرا وقتي نتوانند تنها زندگي كنند،چگونه مي توانند با ديگري زندگي كنند؟!

زیاده از حد فکر نکن زیرا فکر همیشه به گذشته یا آینده مربوط می شود و انرژی تو به جای اینکه به قوه احساس معطوف شود، منحرف شده و صرف فکر کردن می گردد و تمام انرژی های تو را تخلیه می کند.

اگر خواستی از عشق فرار کنی، در زمان گذشته و یا در زمان آینده زندگی کن ، ولی اگر خواستی رودخانه عشق را در درونت جاری سازی در زمان حال زندگی کن ، زیرا عشق فقط در زمان حال ممکن است.

اگر خود را کسی بپنداری، راه را گم می کنی ، ولی اگر خود را هیچ بپنداری، به مقصد می رسی.

مرگ پایان زندگی نیست؛ درواقع، تکمیل یک زندگی است.

هرگز فرصتي را براي شاد كردن ديگران از دست ندهيد، چرا كه نخست خود شما از اين كار سود مي بريد.

شايد تو قصد ياري رساني داشته باشي، اما اگر انرژي شادماني در وجود تو نباشد، اگر تو از اين انرِژي سرشار نباشي، ناگزير آسيب خواهي رساند.

عشق نيست، عشق ورزيدن است؛ پيوند نيست، پيوند يافتن است؛ ترانه نيست، ترانه خواندن است؛ رقص نيست، رقصيدن است…

اين بدن سرانجام با مرگ از هم مي پاشد، پيش از آنكه از هم بپاشد، عشق را به آن هديه دهيد .

اگر مرگ را بفهمي، تنها در آنصورت است كه قادر خواهي بود زندگي را بشناسي.

وقتي كه زنده هستي، طوري سرزنده باش كه حتي وقتي مرگ هم بيايد، نتواند تو را بكشد ، يك انسان واقعاً زنده ، به وراي مرگ مي رود.

ویشال چاترجی

موسس و مالک شبکه هندوستان گردی و محقق هند شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب